محمد سعيد جانب اللهى
184
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
كه نيمبند شد ، پياله را از روى آتش برمىدارند و روى ورم مىگذارند ( شكورزاده : 242 ) . مسموميت با ترياك : در خراسان مقدار زيادى ماست ، شير يا مخلوطى از پياز و ادرار را به مريض مىدهند ، سپس در تاب نهاده به سرعت مىچرخانند ، اگر معالجه مؤثر واقع نشد ، قدرى مدفوع انسان به او مىدهند ( شكورزاده : 242 ) . رواندرمانى : در دليجان استخوان مرده را كوبيده به صورت قائوت بدون آنكه شخص ترسو مطلع باشد ، به مدت يك هفته يا بيشتر به او مىخورانند ( نوبان و ديگران : 236 ) . نازايى : در ميبد پوست ختنهء نوزاد زنى كه اولين زايمانش بود به زنى كه حامله نمىشد مىدادند ، در منشاد ( يزد ) و در خراسان پوست ختنه اطفال را گرماگرم مىبلعند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ، شكورزاده : 121 ) . در اصفهان اگر نازايى را از چلهگير شدن بدانند ، با مشاهدهء مردهاى كه تازه جان باخته است درمان مىشود . پيشنشين زائو شدن « 1 » نيز از ديگر درمانهاست و اگر ناشى از سحر و جادو بدانند ، خوابيدن داخل گور خالى كه براى دفن ميت تازه كندهشده باطل السحر است ( جانب اللهى و آذرمهر : 31 ) . آبلهمرغان : در گيلان يكى از افراد فاميل صبح ناشتا الحمد مىخواند و به صورت بيمار تف مىكند ( پاينده : 261 ) . زردزخم : در روستاى بند اروميه براى درمان آب دهان روى آن مىريزند البته افراد خاصى هستند ، كه آب دهانشان خاصيت درمانى دارد ( مجيدى خامنه : 93 ) . سياهسرفه : در گيلان يك قطره از شاش بچهاى كه همان روز به دنيا آمده مىگيرند و به بچه مىدهند ، تا سرفهاش سبك باشد ( پاينده : 260 ) . در روستاى مامان ميانه دستمال شب زفاف را در آب خيسانده آب آن را به بيمار مىدهند ( فلسفى و ديگران : 224 ) . گوشدرد : در خراسان چند قطره شير دختر ( زنى كه دختر زاييده ) در گوش بچه مىچكانند ( شكورزاده : 225 ) . در شيراز مادر شير خود را به كف دست مىدوشد و با انگشت در گوش بچه مىكند يا كهنهء ادرارش را خشك كرده و روى گوش بچه مىگذارند ( همايونى ، 1353 : 40 ) . در شاهرود پنبهء كهنهاى را به شير زنى كه دختر دارد ، آغشته مىكنند و در گوش بچه مىگذارند ( شريعتزاده : 257 ) .
--> ( 1 ) . زنى كه در زايمانهاى سنتى روبروى زائو مىنشست ، تا زائو در حين زايمان به او تكيه كند .